بنیاد مکاتب نسبی گرایی اخلاقی
115 بازدید
تاریخ ارائه : 1/9/2013 10:34:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

نسبی‌گرایی اخلاقی (Moral relativism) به مثابه یک نظریه نوپدید، از حدود یک قرن پیش که فلسفه اخلاق به عنوان یک علم رسمی توسط جورج ادوارد مور انگلیسی با نگارش کتاب مشهور مبانی اخلاق سر برآورد چالش های متعددی را فراروی مکاتب اخلاقی گشود.  

نسبی‌گرایی اخلاقی یعنی هیچ یک از اصول اخلاقی از حسن و قبح ذاتی برخوردار نبوده، و سر در واقعیت و نفس الامر ندارد وعواملی چون زمان، مکان، سلیقه، قرارداد و همچنین عقل، عرف و یا شرع برآن‌ها تاثیر گذار بوده.

عالمان فلسفه اخلاق  معمولا نسبی‌گرایی را با توجه به عوامل تاثیر گذار بر آن، در دو گروه ذهنیت‌گرا و قرارداد‌گرا یعنی متاثر از فرد و جامعه جای می دهند که یک تقسیم جامع و فراگیر نسبت به همه مکاتب اخلاقی نیست، زیرا مکتبی مانند تجربه گرایی، تحت شمول هیچ یک از دو ملاک  فوق قرار نمی گیرد.

اما به نظر نگارنده نسبی‌گرایان اخلاقی درفضایی جامع و مانع در سه دسته جای می گیرند زیرا نسبی‌گرایی اخلاقی یا مشروط به تصمیم و اراده‌ ی فرد است مانند هرمنوتیک و احساس‌گرایی و یا منوط به توافقات جمعی می باشد مانند جامعه‌گرایی و عاطفه‌گرایی و یا در دسته سوّمی قرار می‌گیرد که فرد و جامعه به تنهایی تاثیر گذار نیستند مانند مکتب تجربه‌گرایی و سود گرایی که می تواند اسباب متعددی از جمله این دو برآن موثر باشد.

این جستار برآن است تا انواع مکاتب اخلاقی نسبی گرا را در سه دوره یونان باستان، عهد علم گرایی و روشنفکری اسلامی تفکیک و تبیین نماید.

 نسبی گرایی را بیش از همه در دوره میانی می توان یافت، چه آن که نظریات مبتنی بر خرد ورزی هیچ یک  جزم گرایی را برنمی تابد و داعیه دار بی ثباتی است.